مریم عطاریان

bncb

می‌گویند:” دردسر بچه‌ها با خودشان بزرگ می‌شود”؛ و ما این نکته را اضافه می‌کنیم که “لذت بردن از فرزندان نیز با خودشان بزرگ می‌شود”، هم‌چنان که موفقیت فرزندان در امر تحصیل، ورزش، رقابت‌های اجتماعی، ازدواج، رضایت آن‌ها از کار و مسایلی از این قبیل، چیزهایی نیستند که والدین آن را کم‌اهمیت جلوه دهند و از آن‌ها لذت فراوان نبرند.

هر دو عبارت فوق که در صدر مطالب آوردیم، از یک جهت مشابه هستند و آن این‌که هر قدر بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، ارتباط با آنان نیز ظریف‌تر، شکننده‌تر، مشکل‌تر و البته زیباتر و پرهیجان‌تر خواهد شد.

وقتی اختلافات خانوادگی کلید می‌خورد

معمولاً فرزندان تا سنین جوانی با والدین خود زندگی می‌کنند. برحسب قاعده وقتی فرزندان وارد دوره جوانی می‌شوند عمدتاً مسیر زندگی خود را یافته‌اند و معمولاً ارتباط خود را با خانواده به‌ویژه والدین کاهش می‌دهند یعنی یا وارد دوران دانشجویی شده‌اند، یا ازدواج می‌کنند و یا مشغول کار هستند و یا سربازی می‌روند و… به هر ترتیب فرزندان حداکثر تا پایان سنین نوجوانی با والدین در ارتباط تنگاتنگ و تحت نظارت و پشتیبانی آن‌ها قرار دارند و در همین سنین است که میان فرزندان و والدین اختلاف نظرات جدی ایجاد می‌شود.

فرزندان در دوران نوجوانی نمی‌خواهند مطیع والدین خود باشند و تصور می‌کنند که آن‌ها نیز مانند پدر و مادرشان قادرند راه را از چاه تمیز دهند و در مورد خوب و بد زندگی خود تصمیم‌گیری کنند ولی در اواخر نوجوانی، تمایلات متنوع ناپایدار به‌تدریج محدود و عمیق شده و معیارهای بزرگ‌ترها و آداب و رسوم آن‌خت بیشتر مورد قبولشان قرار می‌گیرد.

والدین باید آماده باشند

به هر ترتیب واقعیت این است که به مرور که فرزندان به دوران نوجوانی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند، اولیا باید خود را برای روبه‌رو شدن با برخی از چالش‌ها آماده کنند. در این سن بچه‌ها به‌قدری بزرگ شده‌اند که می‌توانند انتخاب کنند اما در عین حال، به اندازه کافی بالغ نشده‌اند که مفهوم واقعی رفتارهایشان را درک کنند و این یعنی برخورد و اصطکاک شدید و تقریباً مداوم بین آن‌ها با اولیا. بنابراین لازم است والدین درباره این‌که چه رفتاری برایشان قابل تحمل است، چه چیزی را اصلاً نمی‌پذیرند و این‌که با تمرد و سرکشی او چه برخوردی داشته باشند، پیشاپیش تصمیم‌گیری کنند.

آریان سرکش شده!

عصر روز چهارشنبه، پدر پس از کار روزانه به خانه می‌آید. آریان که نوجوانی ۱۵ ساله است، به محض ورود پدر به خانه می‌گوید: خداحافظ من رفتم.

پدر پاکت‌های خریدش را بر زمین می‌گذارد و می‌پرسد:”کجا؟ هوا داره تاریک می‌شه؟ یعنی چی خداحافظ؟ بگو ببینم کجا داری می‌ری؟”

آریان خیلی بی‌اعتنا و بی‌حوصله می‌گوید: “کار دارم”.

پدر می‌گوید:” صبر کن ببینم؛ من همین الان پایم به خانه رسیده، بزار برسم بعد آزار و اذیت و رو شروع کن. یعنی چی کار دارم؟ چه کار داری؟ مثل آدم بگو کجا می‌خوای بری؟”

آریان صدای خود را بلند می‌کند و با عصبانیت می‌گوید: “با دوستانم قرار دارم، اگر دیر برسم همه تقصیرها گردن من می‎افته”.

پدر سعی می‎کند آرامشش را حفظ کند و می‌گوید: “کجا قرار داری؟ با کدوم دوستت؟ کی برمی‌گردی؟”

آریان دوباره با عصبانیت می‌گوید: “چرا این‌قدر سؤال‌پیچم می‌کنی؟ یک قرار این‌قدر سین‌جیم نداره. چرا به من اطمینان نداری؟ میزاری برم یا نه؟”

پدر در جواب می‌گوید: “من و مادرت باید بیشتر در مورد برنامه‌های تو بدانیم. این‌جا کاروانسرا نیست که هروقت خواستی بیای و بری”.

آریان باعصبانیت در را به هم می‌کوبد و می‌رود.

پدر خسته و نگران آهی می‌کشد و بهت‌زده به خودش می‌گوید: “پس اون پسر شاد کوچولو که همیشه جلوی در منتظر بازگشت من بود و در آغوشم می‌پرید، کجاست؟”

آن‌چه در این یادداشت یاد خواهید گرفت این است که:

چگونه چالش‌های رابطه با یک نوجوان را بشناسید و با او رابطه درست برقرار کنید

در ادامه، روند گفت‌وگو و صحبت در مورد مسایل نوجوانی یا همان اعمال محدودیت را برای شما بیان می‌کنیم:

  •  قبل از مواجه شدن با نوجوانتان لازم است خودتان به دقت و صراحت از خواسته‌تان مطلع باشید. اگر لازم است موارد را یادداشت کنید و نیز می‌توانید آن‌ها را پیش خودتان یا به کمک همسرتان چندبار تمرین کنید تا مطمئن شوید آن‌چه می‌خواهید بگویید، دقیقاً همان چیزی است که در ذهن دارید. روی رفتارهایی که گیج‌کننده است، متمرکز شوید و نه روی نگرش یا شخصیت نوجوان. بنابراین هرگز نوجوان را تحقیر نکنید و یا درباره او به قضاوت نپردازید.

 

  • حال که مطمئن شدید چه چیزی می‌خواهید بگویید، به اتاق یا مکانی بروید که فرزندتان آن‌جاست. احساسات خود را کنترل کنید و تا حد امکان آرام باشید. درست است که برخورد با یک نوجوان، کاری پراسترس است ولی تا جایی که می‌توانید خونسرد باشید.

 

  •  حال توجه او را جلب کنید مثلاً از او بخواهید تلفن را قطع کند یا دست از کتاب خواندن یا انجام تکالیف بردارد، صدای موسیقی را کم کند و یا از پشت رایانه بلند شود و… تا زمانی که تمام حواسش به شما معطوف نشده است، هیچ چیز نگویید. صبور باشید زیرا ممکن است او خود را به انجام کاری هر چند جزیی مشغول کرده و منظور نظر شما را متوجه نشود.

 

  •  توضیحات خود را تن‌ها یک‌بار بیان کنید از تکرار مجدد و خروج از برنامه‌ای که از قبل برای خودتان پیش‌بینی کرده‌اید، پرهیز کنید. مطالب و واقعیات مهم را بازگو کنید و از ارایه سخنرانی بپرهیزید. با پرسش از او مطمئن شوید که آن‌چه را که گفته‌اید به درستی شنیده و ارتباط آن‌ها را درک کرده است.

 

  • وقتی متوجه شدید که مطلب را به خوبی درک کرده است، به او اجازه دهید که در وقت دیگری با هم صحبت کنید. به او بگویید انتظار دارید تا قبل از رسیدن زمان جلسه‌ای که قرار است با هم مجدداً صحبت کنید، یک‌سری از کارها انجام شده باشد. فراموش نکنید که برگزاری این جلسه را هرگز به تأخیر نیندازید.

 

  •  وقتی برای فرزندتان روشن باشد که شما قصد پیگیری قضیه را دارید، آن‌ها شما را جدی‌تر گرفته و در نظر خواهند داشت که زمان بین صحبت اولیه و پیگیری نهایی، این فرصت را به او می‌دهد که در مورد مسأله مورد نظر فکر کند و حداقل با یک یا دو راه‌حل نزد شما بیاید.

 

  •  حال به سرعت او را ترک کنید و درنگ نکنید. اصرار و اجبار برای صحبت بیشتر در مورد مشکل را نداشته باشید و آن را برای جلسه‌ای که قرار است داشته باشید، نگاه دارید. اگر شما آن‌جا نمانید، او فرصت جر و بحث و یا توجیه و دفاع غیرمنطقی از خود را نخواهند داشت. اگر با هشدارتان تن‌ها بماند، بهتر می‌توانند درباره آن فکر کند.

 

  •  پیگیری، یک مرحله بسیار حیاتی و اساسی در این فرآیند است. اگر این جلسه را برگزار نکنید، درواقع وقت‌تان را تلف کرده‌اید و راه را برای تداوم مشکلات گذشته و یا حتی بدتر شدن آن‌ها باز کرده‌اید.

 

  • قبل از برگزاری این جلسه حتماً هر دو شما صبور باشید. طرز صحبت و بیان احساسات خود درباره مشکل را عوض کنید. از تلاش فرزندتان برای یافتن راه‌حل مناسب حمایت کنید اما از موضع خود مبنی بر وجود مشکل مذکور کوتاه نیایید.

چند نمونه از تعامل موفق

برای این‌که بهتر متوجه منظور ما شوید، چند اصل را به همراه نمونه، برای شما عنوان خواهیم کرد:

  • به طور واضح و صریح اعلام کنید که چه رفتاری پذیرفتنی و تحمل‌پذیر نیست.
    مثال: “ساعات رفت و آمدت به هر جایی که می‌روی را باید به ما اطلاع دهی”.

 

  • دلیل اظهارنظر خود را بیان کنید و عنوان کنید که چرا شما رفتاری خاص را غیرقابل قبول می‌دانید.
    مثال: “هر خانه‌ای مقررات خاص خود را دارد. مقررات خانه ما هم این است که رفت و آمدها مشخص باشد. وقتی بی‌خبر بیرون می‌روی، ما نگران تو می‌شویم که کجا هستی و با چه کسی معاشرت می‌کنی. وقتی رفت و آمدت را اطلاع نمی‌دهی، با چنین وضعیتی احساس بی‌احترامی به ما دست می‌دهد؛ چون ما از صبح به سختی کار می‌کنیم تا زندگی خانوادگی آرامی داشته باشیم”.

 

  • پیامد تمرد و نافرمانی را مشخص کنید. این اقدام هم امکان انتخابی عاقلانه و هم نتایج و پیامد عاقلانه را فراهم خواهد کرد.
    مثال: “اگر تا یک هفته این مشکل (مثلاً رفت و آمد بدون در جریان قرار دادن والدین) رفع نشود، من این کار….. را انجام می‌دهم”.

 

  • موضوع را تمام کنید و به نوجوان زمانی کافی برای بررسی گزینه‌های مطرح‌شده را بدهید. آن‌چه شما خواستار آن هستید، پاسخی معقول و منطقی است، نه پاسخی هیجانی و از روی عصبانیت و ترس. بنابراین زمان لازم برای رسیدن به پاسخ منطقی را به فرزندتان بدهید.

 

  • لازم است برای پیگیری عواقبی که به فرزندتان هشدار داده‌اید آمادگی داشته باشید.
    برای مثال:
    اگر قرار است به خطر تمرد او از مقررات خانه، پول توجیبی فرزندتان را قطع کنید، پس از اتمام زمان مقرر و در صورت انجام ندادن نصایح شما، آمادگی انجام این کار را داشته باشید.

نکاتی که باید به خاطر سپرد
الف) به خاطر داشته باشید که عمدتاً در خانواده‌هایی که رابطه والدین و فرزندان صمیمی و توأم با احترام است و ارتباط بیشتر جنبه دوستانه دارد، حرف‌شنوی و مسئولیت‌پذیری فرزندان هم بسیار بیشتر است.

در هر حال فراموش نکنید که شما به عنوان والدین یک نوجوان باید خیلی محترمانه مقررات خانه را برای فرزندتان شرح دهید. مثلاً بیان کنید: “در خانه ما ارتباطات و رفت و آمدها باید با اطلاع سایرین باشد. این قاعده و مقررات خانه ماست. من هم وقتی قرار است جایی بروم حتماً به مادرت اطلاع می‌دهم که نگران من نباشد. پس شما هم به عنوان عضوی از این خانواده باید به این مقررات احترام بگذاری”.

ب) طوری با فرزندتان صحبت کنید که پابه‌پای هم صحبت کنید و پاسخ دهید؛ یعنی وقتی او صحبت می‌کند شما گوش کنید و وقتی شما صحبت می‌کنید، فرزندتان گوش کند.

ج) بسیار محترمانه با او صحبت کنید. با احترام زیاد به او بیان کنید که از بی‌خبر ماندن از او بسیار نگران می‌شوید و حق شماست که از سلامت او اطمینان داشته باشید. مثلاً بگویید: “وقتی بی‌خبر از خانه بیرون می‌روی، من و مادرت احساس بسیار بدی داریم چون نمی‌دانیم کجا هستی”.

د) هرگز ملامت نکنید و بیشتر تمرکزتان بر روی احساسات خودتان باشد. این نوع رفتار به نوجوانتان کمک می‌کند تا بفهمد رفتارش چه تأثیری بر روی شما دارد و همچنین کمک می‌کند که او بدون سرزنش‌شدن، در مورد مسایلش صحبت کند.

ه) یک نکته کلیدی که به والدین همه نوجوانان توصیه می‌شود این است که رابطه صمیمی خود با نوجوانتان را زیاد کنید. مثلاً زیاد با هم تفریح بروید، در این تفریحات زیاد با او صحبت کنید، به او نزدیک شوید، دوستانش را بیشتر بشناسید و طوری رفتار کنید که او به شما اعتماد کند و در هنگام بروز مشکلات، شما جزو دوستان واقعی او باشید.