*طاهره جعفری

red symbols of love

در یادداشت پیشین در مورد مردان سرزمینم نوشتم و بسیار هم مورد نکوهش قرارگرفتم، اما آن‌چه برای من مهم‌ است، بیان واقعیت‌هایی است که می‌بینم. در عین‌حال می‌توانم بپذیرم که نوع نگاه من شاید مورد‌پسند خیلی‌ها نباشد. این‌بار هم می‌خواهم در مورد واقعیت دیگری بنویسم که مدت‌ها ذهنم را درگیر کرده‌ است. خطابم به مردان است و می‌خواهم از زنان سرزمینم بگویم. با رشد روزافزون ارتباطات و دسترسی هر لحظه همگان به هرنوع اطلاعات و ارتباطی، جای نگرانی و تردید در زندگی بسیار به‌جا و قابل انتظار خواهد ‌بود. شاید از عوارض ارتباطات اینترنتی بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌ایم و من نیز هرگز قصد بیان سخنان تکراری را ندارم. آن‌چه که به آن فکر می‌کنم این‌است که گاهی ما همه‌چیز را می‌دانیم، ولی در عمل و نیز با غرق‌شدن در روزمرگی‌های زندگی، به‌گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنیم.

روزمرگی در زندگی کاملاً طبیعی و این روزها امرار‌معاش آن‌هم برای کسب روزی حلال بسیار سخت است. مهیا‌کردن یک زندگی خوب و تا حدی مرفه خواسته همه ما در زندگی مشترک است، اما علاوه بر تأمین نیازهای‌ مادی، نیازهایی نیز وجود ‌دارند که با هیچ رفاهی قابل تأمین نیستند و هیچ جایگزین مادی نمی‌توان برای آن پیدا‌ کرد؛ نیازهایی که اگر نادیده گرفته‌ شوند، در دنیای بی‌مرز این زمانه، ممکن ‌است منجر به وقایع ناخوشایندی گردد که گاه جبران‌ناپذیر خواهند ‌بود.

آن‌چه خدا در سرشت یک زن قرار‌ داده در کنار مرد و نیز طبیعت مرد کنار زن تکمیل می‌گردد. در یادداشت پیش در مورد غرور مردانه نوشتم، اکنون از طبیعت زنانه می‌خواهم بگویم. اگر آن‌گونه که زن مورد خطاب قرار‌ گرفته و ریحانه نامیده‌ شده، با او رفتار ‌کنیم، منبع نور و گرمای همیشگی زندگی را تأمین خواهیم‌ کرد. اگر در خلال روزمرگی‌ها، خستگی‌ها، آزردگی‌ها و ملالت‌های روزگار، این منبع همیشگی زندگی را روشن نگه ‌داریم، زندگی خود را بیمه کرده‌ایم در غیر این‌صورت، نتایج و عواقب آن‌را هم باید بپذیریم. منبع محبت و عشق در زندگی بانوی خانه است و هرچه این سرچشمه، انرژی بیشتری دریافت‌کند، گرما و عشق زیادتری در خانه جریان می‌یابد. محبت، عشق و توجه از سوی مرد، تنها ورودی انرژی یک زن است و دریافت عشق و توجه آن‌چنان در زنده نگه‌داشتن روح زنانه و مادرانه مؤثر است که می‌توان آن‌را غذای روح نامید.

شادابی بانوی خانه چه به‌عنوان یک همسر و چه به‌عنوان یک مادر ضامن خلق بسیاری از لحظات نابی‌ است که می‌تواند زندگی را از گزندهای گوناگونی حفظ کند. این منبع محبت اگر غنی باشد، آن‌چنان قدرت می‌یابد که طوفانی‌ترین لحظات زندگی را می‌تواند به تنهایی مهار کند و برعکس، اگر خلأیی وجود ‌داشته ‌باشد، گاهی با وزش نسیمی ممکن است از پا درآید و ناتوان گردد. رفاه مالی و بهترین امکانات زندگی هرگز جایگزین چنین نیازی نمی‌گردند. غافل‌شدن از چنین طبیعتی تمام زندگی را از روابط متقابل همسران تا تربیت فرزندان تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. روح زنانه گاه با نیم‌نگاهی عاشقانه، گاه با بیان جمله‌ای ساده، گاه با نوازشی غیر‌منتظره، گاه با عباراتی ستودنی و گاه با شیطنت‌های ناگهانی، آن‌چنان سیراب می‌شود که خود را قادر به خلق تمام خوبی‌ها می‌یابد. گاه کارهای بسیار ساده‌ای می‌تواند آن‌چنان تأثیرگذار باشد که هم مانع بسیاری از سوء‌تفاهم‌ها گردد و هم از روزمرگی‌ها پیش‌گیری کند.

یک زن هیشه دوست ‌دارد دیده ‌شود، مورد ستایش قرار ‌گیرد، مورد توجه و مخاطب واژه‌های عاشقانه باشد، از اندامش تعریف شود و روحش مورد تحسین قرار‌گیرد و این‌ها همه از سوی همسر‌ زندگی، بدون کم‌ترین هزینه‌ای قابل تأمین است؛ فقط کمی توجه لازم است.

در زمانه‌ بی‌در و پیکری که ما در حال زندگی‌کردن هستیم، حریم‌های خصوصی به‌راحتی در معرض خطر هستند و گاه ما آن‌چنان از خود و زندگی خود اطمینان داریم که این خطرات هرگز نگران‌مان نمی‌کند، اما هم شنیده‌ایم و هم دیده‌ایم که چه زندگی‌هایی از هم پاشیده‌اند و چه وقایع تلخی پدید آمده‌اند. باید بپذیریم که ارتباطات وسیع امروزی حریم‌های خصوصی را نشانه گرفته و باید نگران حفظ زندگی باشیم یا راحت‌تر بگویم منابع عشق دروغین آن‌چنان در جامعه زیاد و گسترده‌ است که به‌راحتی ممکن ‌است در حریم امن هر خانه‌ای نفوذ کند و حتی برای مدتی کوتاه، در عشق پاک و واقعی هم‌سفر همیشگی زندگی خللی وارد کند و این فقط مختص همسایه نیست…

همه‌ این‌ها را گفتم تا به این نتیجه برسم که اگر بانوی خانه از عشق و توجه همسر خود سیراب باشد و به عبارتی اگر آقای زندگی مراقب نیازهای فطری و سرشت زنانگی هم‌سفر خود باشد، هرگز هیچ خلأی وجود نخواهد‌داشت تا عشق‌های بیرون از خانه آن‌را تأمین کند و هرگز رنگین‌ترین عشق‌ها او را مجذوب خود نخواهد‌کرد. در چنین حالتی آرامشی شیرین جان و روح یک زن‌ را سرشار می‌کند و این یعنی گرمای بی‌پایانی که سرتاسر زندگی را در برمی‌گیرد و به دنبال آن ثمره‌های زندگی؛ یعنی فرزندان، امنیت خاطر واقعی را درک خواهند‌کرد؛ چراکه امنیت و آرامش فرزندان در گرو عشق واقعی و گرم مادر و پدر است.

به امید گرم‌شدن هرچه بیشتر خانه‌هایمان…